لغت نامه دهخدا
همه شان. [ هََ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش گرمی شهرستان اردبیل. دارای 50 تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
همه شان. [ هََ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش گرمی شهرستان اردبیل. دارای 50 تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
همه شان نام روستایی در دهستان اجارود شرقی، بخش موران، شهرستان گرمی، استان اردبیل است که طبق سرشماری نفوس و مسکن مرکز آمار ایران ۱۵۷ نفر جمعیت دارد.
💡 هرار...خر اندر... زن همه شان اگر دهند وگرنه چو اندر افتادم
💡 خیر قوم همه شان خواجه علاالدین است که ورا اهل خرد لاشه لاشی شمرند
💡 ای در همه شان ذات تو پاک از شین نه در حق تو کیف توان گفت نه این
💡 عرضه کن حال دل سوخته پیش همه شان گفتم این دیگ هوس را نپزد جز خامی
💡 بسته ست به کار همه شان بخت گره اینجا گِرِه گشاده در شلوار است