لغت نامه دهخدا
همایون فر. [ هَُ ف َ ] ( ص مرکب ) دارای فرّ و شکوه. باشکوه:
هم موفق پادشاهی هم مظفر شهریار
هم مؤیدرای میری، هم همایون فر همام.فرخی.عید همایون فر نگر سیمرغ زرین پر نگر
ابروی زال زر نگر، بر فرق کهسار آمده.خاقانی.
همایون فر. [ هَُ ف َ ] ( ص مرکب ) دارای فرّ و شکوه. باشکوه:
هم موفق پادشاهی هم مظفر شهریار
هم مؤیدرای میری، هم همایون فر همام.فرخی.عید همایون فر نگر سیمرغ زرین پر نگر
ابروی زال زر نگر، بر فرق کهسار آمده.خاقانی.
دارای فر و شکوه با شکوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا خجسته اثر داور همایون فر که میرسد ز تو فر همای را امداد
💡 جواب خصم ترا زیبد ای همایون فر برأی پیر و باقبال نوجوان گفتن
💡 آن همایون فر که تا آرد سعادتها بدست یکزمان از طالعش غائب نگردد مشتری
💡 در سایه همای همایون فر او دراج در نشیمن عقبان نشسته است
💡 بر به شاخ ارم ای باز همایون فر و فال تا گشودی پر و بال
💡 روزی آن هدهد همایون فر بس که میزد به گرد گردون پر