هم گهر

لغت نامه دهخدا

هم گهر. [هََ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) هم گوهر. هم نژاد:
هم گهرانش به تبرک گرند
سم خر عیسی مریم به زر.سوزنی.

فرهنگ فارسی

هم گوهر هم نژاد

جمله سازی با هم گهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشنیده اید می شکند سنگ سنگ را از سنگ بیشتر حذر از هم گهر کنید

💡 شاهی که فلک هم گهر او نشود سنجیدن او به سعی بازو نشود

💡 سهل است اگر از سنگ محابا ننمایی از هم گهر ای گوهر شهوار حذر کن

💡 خورشید عقل و ابر سخایم میان خلق زان هم گهر فشانم و هم نور گسترم

💡 دو عقیقت دو چشمه ی نوش است هم گهر پاش و گهر پوش است

💡 صائب منم امروز که در نه صدف چرخ پیدا نتوان کرد کسی هم گهر من