لغت نامه دهخدا
هم پای. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم پا. رجوع به هم پا شود.
هم پای. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم پا. رجوع به هم پا شود.
هم پا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از مهر تو من هم به غراب آمیزم در هم شکنم هم سر و هم پای قفس
💡 ای حلقه که هم پای سر اندازانی پیوسته می اندار رسن بازانی
💡 چنان دان که پایم دوچندین درنگ نه هم پای عمرم درآید به سنگ؟
💡 فداکن هم سر و هم پای اینجا بگوی و بعد از این منمای اینجا
💡 هم دست من تشنه به جامی برسید هم پای تمنّا به مقامی برسید