هم نشان

لغت نامه دهخدا

هم نشان. [ هََ ن ِ ] ( ص مرکب ) هم شکل. هم صفت. همانند.
- بر این ( بدین ) هم نشان، برآن هم نشان؛ به همین ترتیب ( به همان ترتیب ). مانند آنچه بوده است. همین طور:
چو کیخسرو و رستم نامدار
بر این هم نشان تا به اسفندیار.فردوسی.نشستند هر سه بر آن هم نشان
که گفتش فریدون به گردنکشان.فردوسی.بدین هم نشان تا سر کیقباد
که تاج بزرگی به سر برنهاد.فردوسی.بر آن همنشان کاخ بگذاشتند
به کشتی ره دور برداشتند.اسدی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- دارای یک نشان و علامت. ۲ - دارای یک طرز و روش.

جمله سازی با هم نشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلقی به هم نشان مه عید می دهند انگشت من چو قبله نما، مانده سوی تو

💡 از آن روزی که حسن و عشق را با هم نشان دادند به عاشق اشک سرخ و رنگ زرد از بهر آن دادند

💡 دلشکسته داستان دلبستگی دو جوان با طرز فکر متفاوت و از دو خانوادهٔ مختلف است (یکی خانوادهٔ شهید و مذهبی و دیگری خانواده‌ای غیرمذهبی) که مجبور می‌شوند به اصرار استادشان به یکدیگر پایان‌نامه بدهند بدین منظور برای آشنا کردن هم دیگر از جهان‌های خود دوستان یکدیگر را به هم نشان می‌دهند و این باب آشنایی بیشتر آن‌ها می‌شود....

💡 انتراسیت بیشترین نوع زغال‌سنگ دگرگون شده است (اما هنوز هم نشان دهنده دگرگونی پایین است)، که در آن میزان کربن بین 92 تا 98 درصد است.

💡 برانکوزی چند سال روی ایده ساخت مجسمه سنگی مکعب شکل که دو نفر را در حال بوسیدن هم نشان می‌دهد کار کرد.

💡 به خرمی و سعادت نشاط می کردی که نوش بادت و این هم نشان اقبال است

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز