لغت نامه دهخدا
هم ناله. [ هََ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) آنکه با دیگری نالد. ( یادداشت مؤلف ). روضه خوانها می گویند: خواهر، با زهرا همناله شو. ( یادداشت مؤلف ).
هم ناله. [ هََ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) آنکه با دیگری نالد. ( یادداشت مؤلف ). روضه خوانها می گویند: خواهر، با زهرا همناله شو. ( یادداشت مؤلف ).
آنکه با دیگری نالد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناله تنهایی من باغ را دیوانه کرد آه اگر هم ناله ای در بوستان می یافتم
💡 عیسی چو توی ما را همکاسه مریم کن طنبور دل ما را هم ناله سرنا کن
💡 سنگ را و مرغ را هم ناله ساخت مرغ آوردوزسنگش ژاله ساخت
💡 هم نغمه ی نی شنید و هم ناله ی کوس هر کار که خواست کرد، لیکن افسوس
💡 تا کی به فراق گل رخسار تو هر شب هم ناله شوم نالهٔ مرغ سحری را
💡 بس که بر نالهٔ دل گوش ندادی آخر هم دل از ناله و هم ناله ز تاثیر افتاد