هلکه
مترادفها
دام، تله، خطر
لغت نامه دهخدا
( هلکة ) هلکة. [ هََ ل َ ک َ ] ( ع اِمص ) نیستی. ( از منتهی الارب ). هلاک. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) سال خشک بی آب. ج، هلک، هلکات. ( از منتهی الارب ). واحد هلک. ( از اقرب الموارد ).
هلکة. [ هَِ ک َ ] ( ع ص ) افتاده. ج، هِلَک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) نوع. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با هلکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بازیگران آن میتوان به هلکه زاندر و پیتر وایبل اشاره کرد.