لغت نامه دهخدا
هلدم. [ هَِ دِ ] ( ع اِ ) گلیم که درپی آن نمایان باشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || نمد. || خوگیر گنده سطبر. ( منتهی الارب ).
هلدم. [ هَِ دِ ] ( ع اِ ) گلیم که درپی آن نمایان باشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || نمد. || خوگیر گنده سطبر. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خموش کی هلدم تشنگی این یاران مگر که از بر یاران به یار غار روم
💡 کی هلدم با خود کی میدهدم بر سر می گل دهدم در مه دی بلبل گلزارم از او
💡 گفت اگر غرقه سرکا شوم کی هلدم رحمت بالا ترش