هلال هلال

لغت نامه دهخدا

هلال هلال. [ هَِ هَِ ] ( ص مرکب ) لخت لخت. پاره پاره. ( غیاث ). قاچ قاچ:
اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال
صدا بلند نگردد ز جام درویشان.صائب.

فرهنگ فارسی

لخت لخت پاره پاره قاچ قاچ

جمله سازی با هلال هلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز عکس ابیض و ازرق هوا نجوم نجوم ز نعل اشهب وادهم زمین هلال هلال

💡 اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال صدا بلند نگردد ز جام درویشان

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز