لغت نامه دهخدا
هلال هلال. [ هَِ هَِ ] ( ص مرکب ) لخت لخت. پاره پاره. ( غیاث ). قاچ قاچ:
اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال
صدا بلند نگردد ز جام درویشان.صائب.
هلال هلال. [ هَِ هَِ ] ( ص مرکب ) لخت لخت. پاره پاره. ( غیاث ). قاچ قاچ:
اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال
صدا بلند نگردد ز جام درویشان.صائب.
لخت لخت پاره پاره قاچ قاچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز عکس ابیض و ازرق هوا نجوم نجوم ز نعل اشهب وادهم زمین هلال هلال
💡 اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال صدا بلند نگردد ز جام درویشان