هفت پشت

لغت نامه دهخدا

هفت پشت. [ هََ پ ُ ] ( اِ مرکب ) هفت نسل که پس از هر کسی از او و فرزندانش در وجود آیند. مقابل هفت جد.
- هفت پشت کسی را به سگ آبی رساندن؛ کسی را به تعریف غیرواقع به کمال اغراق و مبالغه ستودن، مثلاً شخصی در تعریف شخصی یا چیزی اغراق از حد برد، گویند: آقا بس کن، هفت پشتش را به سگ آبی رساندی. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- هفت نسل گذشته: ((تاهفت پشتش همه تاجر وپولداربودند. ) ) ۲- آبائ واجداد.

جمله سازی با هفت پشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا بود این آبگون بار گه هفت پشت خیمه جاه تو باد بر سر نیلی حصار

💡 دور سپهر مثل تو هرگز نیاورد - از هفت پشت پهلو پیل‌افکن و گراز

💡 رتبه ای کز نسبت خاک درت دارد غبار هفت پشت آسمان کی دیده است آن را به خواب

💡 یارب این مائیم و این روی زمین یثرب است کاسمان را هفت پشت از رشک یک رویش دوتاست

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز