لغت نامه دهخدا
هزیمت افتادن. [ هََ م َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) شکست پیش آمدن. شکست خورده شدن: لشکر امیر سبکتکین را نیک بمالیدند و نزدیک بود که هزیمت افتادی. ( تاریخ بیهقی ).
هزیمت افتادن. [ هََ م َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) شکست پیش آمدن. شکست خورده شدن: لشکر امیر سبکتکین را نیک بمالیدند و نزدیک بود که هزیمت افتادی. ( تاریخ بیهقی ).
شکست بیش آمدن شکست خورده شدن
💡 جنگ کردن با سلجوقیان در بیابان سرخس و هزیمت افتادن ایشان