لغت نامه دهخدا
هریسه پز. [ هََ س َ / س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه هریسه پزد و فروشد: جمله بازارها بسوخت و آغاز آن از دکان هریسه پزی بود. ( تاریخ بخارا ص 113 ).
هریسه پز. [ هََ س َ / س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه هریسه پزد و فروشد: جمله بازارها بسوخت و آغاز آن از دکان هریسه پزی بود. ( تاریخ بخارا ص 113 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زود باشید و حلق من ببرید به دکان هریسه پز سپرید