نپرداختن

مفهوم و کاربرد:

عدم پرداخت: نپرداختن در زبان فارسی به معنای پرداخت نکردن یا عدم انجام تعهد مالی است و به حالتی اشاره دارد که فرد یا نهادی مبلغی را که باید پرداخت کند، پرداخت نمی‌کند. مانند عدم پرداخت بدهی، صورتحساب، اجاره، یا هر نوع هزینه دیگری که فرد یا سازمان موظف به پرداخت آن است.

عواقب قانونی: نپرداختن به تعهدات مالی می‌تواند عواقب قانونی به همراه داشته باشد، از جمله جریمه، توقیف دارایی‌ها، یا اقدام‌های قانونی دیگر.

کاربردهای دیگر:

در زمینه‌های اجتماعی: نپرداختن می‌تواند به عدم انجام تعهدات اجتماعی یا اخلاقی نیز اشاره داشته باشد، مانند عدم رعایت وعده‌ها یا عدم کمک به دیگران در مواقع نیاز.

در متون ادبی: در ادبیات، این واژه ممکن است به عنوان یک مفهوم استعاری به کار رود، جایی که فردی به تعهدات خود در زمینه‌های غیرمالی نیز عمل نمی‌کند.

لغت نامه دهخدا

نپرداختن. [ ن َ پ َ ت َ ] ( مص منفی ) پرداخت نکردن. نکول. مقابل پرداختن. || توجه نکردن. التفات ننمودن. اعتنا نکردن. رجوع به پرداختن شود.

فرهنگ فارسی

پرداخت نکردن مقابل پرداختن یا توجه نکردن.

جملاتی از کلمه نپرداختن

ایکائو بر اساس کنوانسیون شیکاگو ایجاد شده و بسیاری از کشورهای دنیا به آن پیوسته‌اند. مقر دائمی ایکائو در مونترال کانادا است، اما به‌طور موقت می‌تواند به محل دیگری منتقل شود. نپرداختن حق عضویت در این سازمان مانند سازمان ملل می‌تواند موجب تعلیق حق رأی آن عضو شود. این اتفاق تاکنون برای لهستان، اردن و نیکاراگوئه افتاده‌است.
باشگاه فوتسال شن‌سا ساوه یکی از موفق‌ترین تیم‌های فوتسال ایران در سال‌های اخیر است که در شهر ساوه، استان مرکزی قرار دارد. شن‌سا در فصل (۸۶-۸۷) به دلیل نپرداختن جرایم مالی خود به فدراسیون فوتبال به دسته دوم لیگ فوتسال ایران سقوط کرد و پس از آن از شرکت در تمامی لیگ‌های فوتسال کناره گیری کرد.
کارلو پدرسلی چند اختراع به نام خود ثبت کرده. او در سال ۱۹۸۱ یک تفنگ سه لول (تفنگ مختلط) و در سال ۱۹۹۰ یک «قفل در» اختراع و به نام خود در اروپا ثبت کرد. حقوق شخصی این اختراعات و همچنین اختراع «عصای صندلی دار» به خاطر نپرداختن هزینه عضویت سالانه به اداره ثبت اختراعات در سال‌های گذشته، منتفی محسوب می‌شوند.
در سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که می‌بریم» را هم‌زمان با کناره‌گیری از حزب توده چاپ کرد که بیان‌گر داستان‌های شکست مبارزاتش در این حزب است. پس از این خروج بود که برای مدتی به‌قول خودش ناچار به سکوت شد که البته سکوتی به‌معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلم‌زدن بود.