نسخه پیچی
مترادفها
جعل نسخه، کپیبرداری
لغت نامه دهخدا
نسخه پیچی. [ ن ُ خ َ / خ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نسخه پیچیدن. رجوع به نسخه پیچیدن شود.
فرهنگ فارسی
نسخه پیچیدن ٠
فرهنگستان زبان و ادب
{dispensing} [علوم دارویی] تحویل دارو به بیمار برطبقِ نسخه
جمله سازی با نسخه پیچی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانه هنوز گاهی اوقات در داروسازی به عنوان بخشی از دستگاه اِپاپکریز، بویژه در نسخه پیچی داروهای قدیمی مثل آسپرین و فنوباربیتال استفاده میشود.
💡 در دوران پیش از اختراع دستگاههای چاپ، نسخه پیچی یکی از مشاغل بسیار مهم و پردرآمد برای افرادی بود که مهارت بالایی در خطاطی داشتند.
💡 آن پیرمرد با تجربهای که سالها در حرفه نسخه پیچی فعالیت کرده بود، با دقت و ظرافتی خیرهکننده کتابهای قدیمی را برای مشتریان کپی میکرد.
💡 کتابخانههای بزرگ بسیاری از آثار ارزشمند تاریخی را به لطف مهارت نسخه پیچیهای ماهر در دوران گذشته، به صورت دستنویس برای ما حفظ کردهاند.