نزادن

لغت نامه دهخدا

نزادن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) نزائیدن. نازادن. مقابل زادن. رجوع به زادن شود. || حاصل نشدن. به دست نیامدن:
راست گوی و راست جوی واز هوی پرهیز کن
کز هوی چیزی نزاد و هم نزاید جز عنا.ناصرخسرو.

جمله سازی با نزادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست خوشی فیض درین خاکدان از عدم آباد نزادن خوش است

💡 اگر نزادت زین مام طفل وحدت ذات ازین نزادن دانم چه خواهدت زادن

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز