لغت نامه دهخدا
نر و لاس. [ ن َ رُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) بندگشاد. کام و زبانه. ( یادداشت مؤلف ).
- نر و لاس شدن؛ جفت گیری کردن. ( یادداشت مؤلف ).
نر و لاس. [ ن َ رُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) بندگشاد. کام و زبانه. ( یادداشت مؤلف ).
- نر و لاس شدن؛ جفت گیری کردن. ( یادداشت مؤلف ).
نروماده.
* نرولاس کردن: جفت وجور کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «آیینِ بخشیدنِ قدرت و دیهیمبخشی به شهبانوها در هنر ساسانی، پدیدهای ناشناخته و کممانند است». ولی باید دانست که این پدیده در همهٔ سرگذشت ایران تا روزگار کنونی نهان است. سایر پدیدههای وابسته به زنان، سراسر یکسان با دیگر سرزمینها در همان روزگار است؛ که همیشه و همه جا، زن، نرولاس دوّم درنظر گرفته شدهاست.