لغت نامه دهخدا
نرم سر. [ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) نرم سار. حلیم. بردبار. رجوع به نرم سار شود.
نرم سر. [ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) نرم سار. حلیم. بردبار. رجوع به نرم سار شود.
نرم سار نرم سر بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از درشتی های سوهان تیغ ها گردند نرم سر به سر پست و بلند این جهان زیبنده است