نرش

لغت نامه دهخدا

نرش. [ ن َ ] ( ع مص ) به دست گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). عن ابن درید. و عندی [ مجدالدین ] انه تصحیف اذ لیس فی کلامهم راء قبلها نون. ( از منتهی الارب ). ابن درید آورده و گوید درستش نمیدانم. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) جای روییدن عرفط. ( ناظم الاطباء ). گفته اند که این کلمه تصحیف شده، به معنی اول فرش بود و به معنی دویم نَوْش. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بدست گرفتن یا جای روئیدن عرفط است.

جمله سازی با نرش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناوکی زن بر آهوی ساده که شود ماده نر نرش ماده

💡 در معرکه مردی که ازو کار آید با شیر نرش پنجه‌زدن عار آید

💡 زهر ماده ای نرش فاضلتر آید در اعدای تو ماده فاظلتر از نر

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز