ندروده

لغت نامه دهخدا

ندروده. [ ن َ دُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نادروده. نادرویده. دروناشده. مقابل دروده. رجوع به دروده شود.

جمله سازی با ندروده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پذیرنده چگونه رخت برداشت زمین کشته را ندروده بگذاشت

💡 هر که او تخم خدمتت کشته ست جز بزرگی و جاه ندروده ست

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز