لغت نامه دهخدا
نخیلات. [ ن َ ]( ع اِ ) خرمابنان. درختان خرما. ( از ناظم الاطباء ).
نخیلات. [ ن َ ]( ع اِ ) خرمابنان. درختان خرما. ( از ناظم الاطباء ).
ماخوذ از تازی: خرما بنان درختان خرما.
💡 این روستا دارای سه آتشکده مجزا و مستقل بودهاست. وسعت زمین مجاورت با رودخانه مارون باغستانهای مرکبات و نخیلات را به وجود آورده و همچنین مقدار غله زیر کشت آن بسیار بالا بودهاست.
💡 بخش اسماعیلی ظرفیتها و پتانسیلهای مختلفی در زمینههای کشاورزی، معدنی و دامپروری دارد. در زمینه کشاورزی باغات بزرگ نخیلات شهرستانها ی جنوبی کرمان در این بخش قرار دارد.شغل اصلی مردم کشاورزی است و علاوه بر عشایر این بخش اکثر مردم نیز دامپروری را در کنار کشاورزی خود دارند.
💡 کشاورزی از مهمترین مشاغل منطقه احمدی میباشد از این جمله میتوان به محصولات زراعی چون کاشت ذرت، جو، گندم، کنجد و محصولات باغی مثل نارنگی و پرتقال، انگور، انجیر و انار و همچنین نخیلات و صیفی کاری اشاره نمود.
💡 مهمترین محصولات زارعی گندم آبی، گوجه فرنگی، جالیز، کنجد، پیاز، سیب زمینی، گندم دیم، سبزیجات، مرکبات، نخیلات (دیم و آبی) و کنار پیوندی میباشد.
💡 این قصبه دارای چشمه آّب شیرین و زلال میباشد که در مجاورت آن باغستانهای مرکبات و نخیلات به وجود آمدهاست که منظرهای چشمنواز دارد و دمای این روستا نسبت به دیگر نقاط دهستان پایینتر میباشد.