نخچیر کردن
کلمهی «نخچیر کردن» در فارسی به معنای شکار کردن، صید کردن یا گرفتن حیوانات وحشی است و در متون کهن و ادبی معمولاً برای توصیف فعالیتهای شکار، هم بهعنوان تفریح و هم برای تأمین خوراک، بهکار رفته است. این واژه گاهی در شعر و نثر ادبی برای توصیف صحنههای شکار یا مهارت شکارچی بهکار میرود و نشاندهنده فعالیتی هدفمند و عملی در طبیعت است. در منابع ادبی، از نخچیر کردن برای تصویرسازی حرکت حیوانات یا مهارت شکارچیان استفاده شده است و گاهی به شکل استعاری نیز به کار رفته تا دقت و تیزبینی را نشان دهد. از نظر کاربرد، نخچیر کردن با مفاهیمی مانند شکار و صید نزدیکی معنایی دارد و بیشتر در متون ادبی، تاریخی و اسطورهای شنیده میشود تا مکالمات روزمره.
متضادها
فروتنی، تواضع
لغت نامه دهخدا
نخچیر کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شکار کردن. صید. رجوع به نخچیر شود:
نوغزالان همه از دیده من میگذرند
بنشینیددر این خانه و نخچیر کنید.سلیم ( از آنندراج ).
جمله سازی با نخچیر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به نخچیر کردن دلیر آمدند بدنبال گوران چو شیر آمدند
💡 وز آن جا شتابان ره اندر گرفت به نخچیر کردن کمان بر گرفت
💡 نداند کار جز نخچیر کردن نشستن با بزرگان باده خوردن
💡 گهی شادی گهی نخچیر کردن گهی باده گهی بوسه شمردن
💡 گرت سوی نخچیر کردن هواست هم از خانه نخچیر نکنی رواست
💡 صدای مداوم نخچیر کردن آب در میان صخرههای کوهستان، آرامش عجیبی به روح مسافرانی که در حال پیادهروی بودند، میبخشید.
💡 او از شدت تشنگی، آب را با صدای نخچیر کردن و ولع بسیار زیادی نوشید تا عطش خود را کاملاً رفع کند.
💡 صدای برخورد قطرات باران و نخچیر کردن آنها بر روی برگهای سبز درختان، موسیقی بسیار زیبای طبیعت در شبهای بارانی بود.