نجلاء
مترادفها
پهنچشم، بزرگچشم، نجیب
متضادها
تنگ، مضیق
لغت نامه دهخدا
نجلاء. [ ن َ] ( ع ص ) زن فراخ چشم. ( منتهی الارب ). تأنیث انجل است. رجوع به انجل شود. || عین نجلاء؛ چشم فراخ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چشمی فراخ بزرگ. ( مهذب الاسماء ). || طعنة نجلاء؛ زخم نیزه فراخ. ( ناظم الاطباء ). طعنه فراخ جراحت. ( مهذب الاسماء ).
جمله سازی با نجلاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه بار ازدواج کرد، و در سال ۱۹۹۵ با همرزمش که یک بازیگر سینما بنام نجلاء فتحی بود ازدواج کرد، ولی از وی فرزندی نداشت.