لغت نامه دهخدا
ناگشادن. [ گ ُ دَ ] ( مص منفی ) نگشادن. نگشودن. از هم باز نکردن:
بس است این طاق ابرو ناگشادن
به طاقی با نطاقی وانهادن.نظامی.مقابل گشادن. رجوع به گشادن شود.
ناگشادن. [ گ ُ دَ ] ( مص منفی ) نگشادن. نگشودن. از هم باز نکردن:
بس است این طاق ابرو ناگشادن
به طاقی با نطاقی وانهادن.نظامی.مقابل گشادن. رجوع به گشادن شود.
💡 بس است این طاق ابرو ناگشادن به طاقی با نطاقی وا نهادن