لغت نامه دهخدا
ناوک افکن. [ وَ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) ناوک انداز. که ناوک افکند.
ناوک افکن. [ وَ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) ناوک انداز. که ناوک افکند.
( صفت ) آنکه ناوک افکندناوک انداز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز استخوان ما مباد آسیب پیکان تو را ای که بر لاغر شکاران ناوک افکن آمدی
💡 آن دم که می گذشتی ای سرو سبزپوش از غمزه ناوک افکن و از چهره گل فروش
💡 چو آتش است جامه زپولاد کرده آب کاکنون ز قوس چرخ هوا ناوک افکن است