لغت نامه دهخدا
ناودار. ( نف مرکب ) ملاح. ناوبان. ناوخدا. کشتیبان. رجوع به ناو به معنی کشتی شود.
ناودار. ( نف مرکب ) ملاح. ناوبان. ناوخدا. کشتیبان. رجوع به ناو به معنی کشتی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام منطقه ای زیبا در ایوان است. ناودار در معنای تحت لفظی به معنای بین درختان و در مفهوم به معنای جای پر درخت است