لغت نامه دهخدا
ناهست. [ هََ ] ( اِ مرکب ) عدم. نیست. مقابل هست، به معنی وجود:
مبدع هست و آنچه ناهست او
صانع دست و آنچه در دست او.سنائی.
ناهست. [ هََ ] ( اِ مرکب ) عدم. نیست. مقابل هست، به معنی وجود:
مبدع هست و آنچه ناهست او
صانع دست و آنچه در دست او.سنائی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبدع هست و آنچ ناهست او صانع دست و آنچ در دست او