نانوشتن
متضادها
نوشته، مکتوب
لغت نامه دهخدا
نانوشتن. [ ن ِ وِ ت َ ] ( مص منفی ) ننوشتن. نانگاشتن. مقابل نوشتن. رجوع به نوشتن شود.
جمله سازی با نانوشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علم فایض چو گشت فتوی ده که نوشتن ز نانوشتن به
💡 نانوشتن این گزارش بسیار مهم میتواند باعث شود که تمام تلاشهای تیم ما در طول ماه گذشته نادیده گرفته شود و بیثمر بماند.
💡 او با نانوشتن نامهها و پیامهای خود، سعی داشت فاصله گرفتن از دوستان قدیمیاش را به شکلی غیرمستقیم و خاموش نشان دهد.
💡 نانوشتن حقیقت در گزارشهای رسمی میتواند باعث شود اعتماد مدیران به کارمندان از بین برود و منجر به بحرانهای بزرگ سازمانی شود.