نانمودن

لغت نامه دهخدا

نانمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص منفی ) نشان ندادن. ظاهر نساختن. پنهان کردن. || نکردن. انجام ندادن. رجوع به نمودن شود.

جمله سازی با نانمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شکر دیدن رویت ندیده ام هجران به نانمودن رویت مرا سزا کرده