لغت نامه دهخدا
نانشستن. [ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص منفی ) ننشستن. جلوس ناکردن. آرام نگرفتن. مقابل نشستن. رجوع به نشستن شود.
نانشستن. [ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص منفی ) ننشستن. جلوس ناکردن. آرام نگرفتن. مقابل نشستن. رجوع به نشستن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با سگان تو نانشستن ما جز مراعات نام و ننگ تو نیست