لغت نامه دهخدا
ناممیز. [ م ُ م َی ْ ی ِ ] ( ص مرکب ) آنکه تمیز نمیدهد. بی تمیز. ( ناظم الاطباء ).
ناممیز. [ م ُ م َی ْ ی َ ] ( ص مرکب ) تمیز داده ناشده. نامشخص. نامعین. نامعلوم. جدا و مشخص ناشده.
ناممیز. [ م ُ م َی ْ ی ِ ] ( ص مرکب ) آنکه تمیز نمیدهد. بی تمیز. ( ناظم الاطباء ).
ناممیز. [ م ُ م َی ْ ی َ ] ( ص مرکب ) تمیز داده ناشده. نامشخص. نامعین. نامعلوم. جدا و مشخص ناشده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چرخ نامهذب مفتون ازو چه خواست؟ یا بخت ناممیز مجنون بدو چه کرد؟