نامقبولی

لغت نامه دهخدا

نامقبولی. [ م َ ] ( حامص مرکب )مقبول نبودن. نامقبول بودن. رجوع به نامقبول شود.

جمله سازی با نامقبولی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و آن فضلهٔ پلید که از معدنِ پاک‌زاد، این داغِ نامقبولی بر ناصیهٔ او نهادند، اِنَّهُ لَیسَ مِن اَهلِکَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ. پس بدانستیم که مجرّدِ نسب علّتِ بزرگی و پادشاهی نیست والّا حسبِ ذاتی وجوداً و عدماً مکمّل و منقّص آن نتواند بود و فرع چنان آید که مفخرِ اصل را شاید.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز