نامرسوم

لغت نامه دهخدا

نامرسوم. [ م َ ] ( ص مرکب ) ناباب. نامتداول. غیرمعمول.

فرهنگ فارسی

(صفت ) نامتداول غیرمعمول مقابل مرسوم.

جمله سازی با نامرسوم

💡 نامزد دریافت این جایزه فردی است که توانایی‌های قابلی در ارزیابی و مدیریت موقعیت‌های پیچیده دارد و راه حل‌هایی نامرسوم اما کاربردی را در راستای حمایت از حقوق بشر می‌یابد.

💡 به دلایلی که در زیر مورد بحث قرار می‌گیرد، آن دسته از تجربیات نامرسوم هستند که با واقع گرایی ادراکی افراطی مشخص می‌شوند.

💡 طراحی پورشه یک طراحی نامرسوم با برجک تانک در عقب و موتور در وسط بدنه بود. در نهایت طراحی‌های هنشل برای تولید انبوه انتخاب شدند.