لغت نامه دهخدا
نافهمیده. [ ف َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل فهمیده. رجوع به فهمیدن و فهمیده شود.
نافهمیده. [ ف َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل فهمیده. رجوع به فهمیدن و فهمیده شود.
💡 پیش اهل دید جویا خودستایان را بس است لاف فهمیدن دلیل آنکه نافهمیده اند
💡 مطلب عشاق نافهمیده روشن میشود در پر عنقاست مکتوبی که نفرستاده اند
💡 از شعاعش دیده کن نادیده را وا نما اسرار نافهمیده را