پشت ماهی

لغت نامه دهخدا

پشت ماهی. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) تسطیحی بطول که میان آن برجسته تر از دو طرف باشد. تسطیحی بصورت ِ پشت ماهی. خرپشته ( خلاف مسطح ). || ( اِ مرکب ) کنایه از شب است که بعربی لیل خوانند. ( برهان قاطع ):
سوادی که در وی سیاهی نبود
وگر بود جز پشت ماهی نبود.نظامی ( از فرهنگ رشیدی و ضیاء ).- پشت ماهی کردن؛ خرپشته کردن.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) هر جسم پشت برآمده مانند ماهی.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی هر جسمی که پشت آن کشیده و برآمده شبیه پشت ماهی باشد.
۲. ویژگی خیابان یا کوچه که میانۀ آن را اندکی از کناره هایش بلندتر کنند که آب در وسط آن جمع نشود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- تسطیحی بصورت پشت ماهی خر پشته. ۲- شب لیل.

ویکی واژه

هر جسم پشت برآمده مانند ماهی.

جمله سازی با پشت ماهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چینی نمود آنک شاهی کراست ز خورشید تا پشت ماهی کراست

💡 برافشاند از رخ سیمین زر ساو جهان چون پشت ماهی کرد از کاو

💡 از آن مر پشت ماهی را پشیزه وز این دردیده کیوان شرار است

💡 درم بر درم کیسهٔ کوه و شخ گره بسته چون پشت ماهی ز یخ

💡 زآه خسته رسیدی به برج ماهی تف‌ زخون کشته رسیدی به پشت ماهی‌نم

💡 گهی بود بر پشت ماهیش جای گهی سود بر تارک ماه پای

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز