پشت ماهی. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) تسطیحی بطول که میان آن برجسته تر از دو طرف باشد. تسطیحی بصورت ِ پشت ماهی. خرپشته ( خلاف مسطح ). || ( اِ مرکب ) کنایه از شب است که بعربی لیل خوانند. ( برهان قاطع ):
سوادی که در وی سیاهی نبود
وگر بود جز پشت ماهی نبود.نظامی ( از فرهنگ رشیدی و ضیاء ).- پشت ماهی کردن؛ خرپشته کردن.
( ~. ) (ص مر. ) هر جسم پشت برآمده مانند ماهی.
۱. ویژگی هر جسمی که پشت آن کشیده و برآمده شبیه پشت ماهی باشد.
۲. ویژگی خیابان یا کوچه که میانۀ آن را اندکی از کناره هایش بلندتر کنند که آب در وسط آن جمع نشود.
( صفت ) ۱- تسطیحی بصورت پشت ماهی خر پشته. ۲- شب لیل.
هر جسم پشت برآمده مانند ماهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چینی نمود آنک شاهی کراست ز خورشید تا پشت ماهی کراست
💡 برافشاند از رخ سیمین زر ساو جهان چون پشت ماهی کرد از کاو
💡 از آن مر پشت ماهی را پشیزه وز این دردیده کیوان شرار است
💡 درم بر درم کیسهٔ کوه و شخ گره بسته چون پشت ماهی ز یخ
💡 زآه خسته رسیدی به برج ماهی تف زخون کشته رسیدی به پشت ماهینم
💡 گهی بود بر پشت ماهیش جای گهی سود بر تارک ماه پای