لغت نامه دهخدا
ناشور. ( اِ ) قسمی پارچه سفید پنبه ای لطیف تر از کرباس و شبیه به متقال. پارچه ای لطیف تر از کرباس و خشن تر از چلوار.
ناشور. ( ن مف مرکب ) ناشسته. شسته نشده. تمیز ناشده. || غیرمطهر. تطهیرنشده.
ناشور. ( اِ ) قسمی پارچه سفید پنبه ای لطیف تر از کرباس و شبیه به متقال. پارچه ای لطیف تر از کرباس و خشن تر از چلوار.
ناشور. ( ن مف مرکب ) ناشسته. شسته نشده. تمیز ناشده. || غیرمطهر. تطهیرنشده.
(اِ. ) پارچة نخی چرکتاب مانند متقال.
پارچه نخی چرکتاب، مانندمتقال
(اسم ) قسمی پارچه سفید پنبه یی لطیفتر از کرباس و شبیه به متقال.
پارچة نخی چرکتاب مانند متقال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حکمرانان و کارگزاران پس از وی میتوان به کوک کیرواش، بالا ایشان، کوک ناخونته و کوک ناشور سومیرا اشاره کرد. البته به دلیل نقص منابع، اطلاع دقیقی از جانشین وی وجود ندارد.
💡 تمتی هالکی، یکی از شاهان ایلام باستان است که اطلاعات زیادی از آن در دست نیست به غیر از اهدای پرستشگاهی به ایزد بزرگ شوش و کتیبهای به زبان اکدی، او نیز مانند کوک ناشور یکم میگوید خواهرزادهٔ شیلها است و این که نام او را بعد از ششصد سال شیلهاک اینشوشیناک زنده نگه داشتهاست.