مچل

لغت نامه دهخدا

مچل. [ م َ چ َ ] ( ص ) آدمی که مورد تمسخر عده ای قرار می گیرد. کسی که او را دست می اندازند. آدمی که بر اثر شوخی دیگران اوقاتش تلخ شده و از کوره دررفته است: این یارو مچل خوبی است. یا دیشب فلانی را مچل کردیم. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). || ( اِ ) خوراکی و تنقلی است که در هنگام کشیدن تریاک و شیره می خورند و در این صورت در برابر «مزه » است برای عرق خوران. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ معین

(مَ چَ ) (ص. ) (عا. ) کسی که مورد تمسخر عده ای قرار گرفته باشد.
( ~. ) (اِ. ) خوراکی و تنقلی که به هنگام کشیدن تریاک و شیره خورند، مزه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خوراکی و تنقلی که بهنگام کشیدن تریاک و شیره خورند مزه.

ویکی واژه

(عا.)
کسی که مورد تمسخر عده‌ای قرار گرفته باشد.
خوراکی و تنقلی که به هنگام کشیدن تریاک و شیره خورند، مزه.

جمله سازی با مچل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داستان فیلم دربارهٔ مردی است که وارد یک قلعه وحشتناک می‌شود و به تکرار توسط ارواح داخل قلعه مسخره و مچل می‌شود.