لغت نامه دهخدا
ممهور. [ م َ ] ( ع ص ) مهرشده و امضاشده. ( ناظم الاطباء ). مختوم. مهربرنهاده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ممهور. [ م َ ] ( ع ص ) مهرشده و امضاشده. ( ناظم الاطباء ). مختوم. مهربرنهاده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) مهر شده.
مُهرشده.
( اسم صفت ) مهر شده توضیح ممهور اسم مفعول از [ مهر ] فارسی از اغلاط مشهور است ولی بواسطه شهرت دوران در زبان خاص و عام استعمال آن گویا ابدا عیبی نداشته باشد ( قزوینی. بیست مقاله ج ۱ ص ۳ - ۷۲ )
مهر شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تولید برندی که متعلق به کارخانهٔ تولید کننده نمیباشد، مستلزم یک قرارداد دقیق میباشد که طی آن مالک قطعی برند بهطور دقیق مسیولیتهای قانونی برند را با ذکر صریح جزئیات به عهده میپذیرد. نام فرآورده مورد سفارش، مدت قرارداد، نام تجاری، در قرارداد صراحتاً معین و مشخص میگردد و صفحات ممهور به مهرو امضاء هردوطرف قرارداد میشود. در کشور ایران تولید قراردادی، قرارداد ساخت و ظرفیت خالی تولید نیز نامیده میشود.
💡 در پایان آخرین جلسه هیئت دولت در سال ۱۳۹۸، در حاشیه این جلسه، حسن روحانی از تمبر یادبود تلاشگران خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا با عنوان «قهرمانان وطن» ممهور و از آن رونمایی کرد. این تمبر پس از تصویب در شورای تمبر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وارد چرخه پستی کشور شد. دستنوشتهٔ حسن روحانی پای این تمبر: «تاریخ ایران در برابر قهرمانان فداکار نظام سلامت تعظیم میکند. خداوند یاورتان»،