لغت نامه دهخدا
معمی. [ م ُ ع َم ْ ما ] ( ع ص، اِ ) آن بیت که پوشیده بود معنی آن. ( مهذب الاسماء ). سخن پوشیده در شعر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). نثر و یا نظمی که معنی آن پوشیده باشد. معما. ( ناظم الاطباء ). ج، معمیات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معما و کشاف اصطلاحات الفنون شود.