مصدور

مترادف‌ها

صادر شده، منتشر شده

متضادها

ابطال شده، لغو شده

لغت نامه دهخدا

مصدور. [ م َ ] ( ع ص ) دردمند سینه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سینه گرفته. ( مهذب الاسماء ).آنکه بیماری سینه دارد. مبتلا به درد سینه. مسلول.
- نفثةالمصدور؛ خلط کسی که به عارضه صدر مبتلاست. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

کسی که مبتلا به درد سینه باشد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه گرفتار سینه درد است

جمله سازی با مصدور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترسد که دلش سرد شود کز دل تنگش مر صدر ترا تفته مصدور فرستد

💡 ای بر حسب خلقت ما صادر و تو مصدور قایم به وجود توست ذات عرض و جوهر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران