مردم دار. [ م َ دُ ] ( نف مرکب ) خوش سلوک. خوش رفتار. که با مردم باحسن سلوک. خوشروئی و ملایمت رفتار کند. که دیگران رانیازارد و نرنجاند. که پاسدار خاطر مردمان باشد: مردم دار و خداوند دوست بودی. ( سیاست نامه ).
نرگس مست نوازش کن مردم دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد.حافظ.
کسی که با مردم خوش رفتاری کند.
( صفت ) کسی که با مردم بخوشی رفتار کند آنکه با دیگران مماشات و مدارا کند: و مردم دار و خداوند دوست بودی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا من دیدهام در جادویی دست تویی جادوی مردم دار پیوست
💡 چشم مردم دار و لب خندان و ابرو بی گره بهر محنت دیدگان مجموعه الطاف بود
💡 دیده مردم دار باشد چشم تو خاطر مردم نمی دارد نگاه
💡 با وجود مردم آزاری چو چشم آهویت مست مردم دار نبود ور بود نبود چنین