متشرعین

لغت نامه دهخدا

متشرعین. [ م ُ ت َ ش َرْ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ متشرع. رجوع به متشرع شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع متشرع در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).

جمله سازی با متشرعین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاج قربان در کودکی همراهِ پدر روستای خود را به دلیل شغل پدر که آرایشگر (سلمانی) بود به قصد شهر ترک کرد و در روستای علی‌آباد ساکن شد. به همین دلیل است که نام خانوادگی او به دلیل شغل پدر «سلیمانی» نام گرفت. وی در سال ۱۳۴۵ به توصیهٔ یکی از متشرعین دست از موسیقی کشید. ولی در سال ۱۳۶۲ به توصیه روحانی دیگری دوباره نواختن را آغاز کرد.

💡 محقق تاریخ، رسول جعفریان، در مقاله مفصلی به ابعاد مختلف تاریخی، فقهی، گزارشهای شهرهای مختلف و اسناد و مکتوبات پرداخته است که خلاصه آن حاکی از مقاومت برخی متشرعین و برخی علمای ساده محلات است، ولی مجتهدین طراز اول هیچگونه مخالفتی با حمام دوشی نداشته و بلکه موافقتها و مخارجی در تبدیل حمامهای خزینه به دوشی داشته اند.[۱]

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
گون یعنی چه؟
گون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز