لغت نامه دهخدا
متحدین. [ م ُت ْ ت َ ح ِ ] ( اِخ ) این کلمه در جنگ جهانی اول به کشورهای آلمان و ترکیه و اتریش وجز اینها اطلاق می گردید که در برابر متفقین یعنی انگلستان و فرانسه و امریکا و دیگر کشورها می جنگیدند.
متحدین. [ م ُت ْ ت َ ح ِ ] ( اِخ ) این کلمه در جنگ جهانی اول به کشورهای آلمان و ترکیه و اتریش وجز اینها اطلاق می گردید که در برابر متفقین یعنی انگلستان و فرانسه و امریکا و دیگر کشورها می جنگیدند.
در جنگ جهانی اول ( ۱۹۱۸ - ۱۹۱۴ م. ) به کشورهای: آلمان اتریش ترکیه و یاران آنها که در برابر متفقین میجنگیدند اطلاق میشد.
( اسم ) جمع: متحد در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات نکنند ).
💡 او در پستهای فرمانده ستاد ارتش، وزیر خارجه و وزیر دفاع آمریکا خدمت کرد. به خاطر مدیریت قدرتمند او در جنگ مقابل نیروهای متحدین که منجر به پیروزی متفقین در جنگ دوم جهانی شد، چرچیل او را «طراح پیروزی» نامید در طول جنگ جهانی دوم، او هم به عنوان فرمانده جنگی و هم مشاور مستقیم روزولت خدمت میکرد. او در زمان وزارت در پست وزیر خارجه به خاطر ارائه طرح مارشال برنده جایزه نوبل صلح (در سال ۱۹۵۳) شد.
💡 در دوران جنگ سرد عراق به یکی از متحدین نزدیک اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شده بود و شوروی از طریق این کشور نفوذ خود را در خاورمیانه فراهم میکرد. در این دوران، شوروی سعی میکرد از وحدت و یکپارچگی عراق حمایت کند تا بتواند با کمک یک حکومت قوی و با قدرت، اهداف خود را عملی سازد. از این رو بود که حکومتهای مرکزی عراق با پشتوانه شوروی، همهٔ جنبشهای آزادی خواهانه و استقلال طلبانه را به شدت سرکوب میکردند.