لوح طلسم
لغت نامه دهخدا
لوح طلسم. [ل َ / لُو ح ِ طِ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صفحه مس یا برنج و یا کاغذ و غیره که در آن وجه گشادن طلسم و حقیقت آن کنده و یا نوشته و پنهان کرده باشند. ( آنندراج ). لوحی باشد که طریق گشادن طلسم بر آن تحریرکرده در میان طلسم تعبیه کنند. ( غیاث ):
ز بس غبار کدورت ز آسمان دیدم
به زیر خاک چو لوح طلسم پیچیدم.شفیع اثر.
جمله سازی با لوح طلسم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جنون نقش نگین خویش دارد نهان لوح طلسم خیر و شر را
💡 کف خالی بود لوح طلسم محنت دنیا به دست آوردهای این لوح را، دیگر چه میگردی؟!
💡 چون کنی ترک تمنا، ملک آسایش ز تست سادگی از نقش خود، لوح طلسم راحت است