لفظ، در زبان فارسی، اغلب به معنای کلمه یا گفتار به کار میرود و ریشه آن به واژه عربی لَفظ بازمیگردد. این واژه به طور کلی به هر نوع سخن، گفتار، یا ترکیبی از حروف اطلاق میشود که دارای معنایی مشخص است و به عنوان واحدی بنیادین در ساختار زبان عمل میکند. در ادبیات و دستور زبان، لفظ به دو دسته اصلی تقسیم میشود: لفظ مفرد (کلمهای که به تنهایی معنایی دارد) و لفظ مرکب. تأکید بر لفظ در معنای یک لفظ در متن اصلی، اشاره به همین مفهوم بنیادین و سادهترین واحد کلامی دارد که انتقالدهنده پیامی مستقل است.
گسترش این مفهوم در حوزه زبانشناسی نشان میدهد که لفظ صرفاً مجموعهای از صداها نیست، بلکه حامل معناست و وجه تمایز آن از اصوات صرف، همین بار معنایی است که توسط قرارداد اجتماعی گویشوران یک زبان به آن اعطا شده است. در متون فلسفی و منطقی، بحث پیرامون رابطه میان لفظ و معنی از دیرباز مطرح بوده است؛ یعنی اینکه رابطه میان شکل ظاهری کلمه (لفظ) و مفهوم ذهنی که منتقل میکند (معنی)، قراردادی است یا ذاتی. بنابراین، لفظ به عنوان پل ارتباطی میان اندیشه و شنونده، نقشی حیاتی در برقراری ارتباط مؤثر ایفا میکند و دقت در بهکارگیری آن مستقیماً بر وضوح پیام تأثیر میگذارد.