قشتمور
لغت نامه دهخدا
قشتمور. [ ق ُ] ( اِخ ) از امراء لشکر مغول است در خراسان که به فرمان الناصرلدین اﷲ با بیست هزار مرد از شجاعان رجال و سروران ابطال نامزد گردید تا سلطان جلال الدین را که به سوی بغداد روی آورده بود از آن نواحی براند. رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ج 2 ص 152 و 155 شود.
جمله سازی با قشتمور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلال الدین به قشتمور فرمانده پیغام داد که برای جنگ نیامده و قصدش همکاری با خلیفه است اما قشتمور که به تعداد نفراتش مغرور بود به وی حمله کرد.
💡 سپاه نخست از جنوب و تحت فرمان قشتمور بود و سپاه دوم از اربیل به فرماندهی امیر مظفرالدین به سمت وی حرکت کرد. قصد این دو سپاه محاصره جلالالدین از دو جهت بود
💡 نفرات جلالالدین تقریباً یک دهم سپاه قشتمور بودند به همین دلیل وی نخست وانمود کرد که از حمله سپاهیان قشتمور ترسیده و در حال گریز است. سپاه قشتمور به دنبال وی حرکت کردند و پس از رسیدن به نقطه مورد نظر افراد کمین کرده جلال الدین به آنها حمله کرده و آنها را تار و مار کردند.