لغت نامه دهخدا
قرمیسین. [ ق َ ] ( اِخ ) معرب کرمانشاهان که شهری است قریب دینور. ( منتهی الارب ). میان آن و همدان سی فرسخ است. ( معجم البلدان ). رجوع به کرمانشاهان شود.
قرمیسین. [ ق َ ] ( اِخ ) معرب کرمانشاهان که شهری است قریب دینور. ( منتهی الارب ). میان آن و همدان سی فرسخ است. ( معجم البلدان ). رجوع به کرمانشاهان شود.
رجوع شود به:کرمانشاه، شهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عربها پس از تاخت و تاز در عراق، به زودی به جبال نیز یورش بردند. تسخیر جبال تا سالهای پایانی خلافت عمر و سالهای آغازین خلافت عثمان به درازا کشید. فتح دینور (۶۴۲ میلادی) و قرمیسین پس از تسخیر حلوان (۶۴۰ م) روی داد. همدان در ۶۳۹ یا ۶۴۱ میلادی و بهطور قطعی در ۶۴۴–۶۴۵ فتح شد. اصفهان در ۶۴۲ یا ۶۴۴ میلادی، قزوین در ۶۴۴–۶۴۵ میلادی و شهر ری در تاریخ نامشخصی بین ۶۳۹ تا ۶۴۵ بهدست عربها فتح شد.
💡 بصد شتاب ز بیجار سوی قرمیسین همی روانه شدی از طریق دیناور
💡 شنیده ای تو که سکان ملک قرمیسین بدند بنده بفرمان پادشاه اندر
💡 در سال ۹۶۱ م حکومت کُردی حسنویان از سوی ابوالفوارس حسنویه در سرماج بنیان گذاشته شد که شهر قرمیسین نیز بخشی از آن محسوب میشد. این حکومت تا ۱۰۴۶ م که مهلهل ابن محمد عناز از طایفهٔ کُرد بنی عیاران شهر قرمیسین را فتح کرد تداوم داشت. با این وجود حملهٔ تُرکهای سلجوقی به حکومت هر دو سلسلهٔ کُرد در کرمانشاه پایان داد.