لغت نامه دهخدا
قراطغان. [ ق َ طُ ] ( اِخ ) پادشاه عراق. ( آنندراج ).
قراطغان. [ ق َ طُ ]( اِخ ) از بلوک اشرف مازندران است. رجوع به فهرست مازندران و استراباد رابینو و رجوع به قراطوغان شود.
قراطغان. [ ق َ طُ ] ( اِخ ) پادشاه عراق. ( آنندراج ).
قراطغان. [ ق َ طُ ]( اِخ ) از بلوک اشرف مازندران است. رجوع به فهرست مازندران و استراباد رابینو و رجوع به قراطوغان شود.
نوشته اند نام پادشاه عراق بود ( غیاث آنند. )
( اسم ) ۱ - شاهین سیاه. یا قراطغان شه پشمین. صورت قراطغان شاه پادشاه عراق که کودکان برای بازی از پشم می ساختند.
از بلوک اشرف مازندران است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی به جوشم ازین خام خای سگ سبلت قراطغان شه پشمین، گه طعان و ضراب