قاسان
لغت نامه دهخدا
قاسان. ( اِخ ) نام شهری به ماوراءالنهر بدانسوی سیحون و آن را کاسان نیز گویند و این شهر یکی از محاسن گیتی بود و با استیلای ترک ویران گشت.
قاسان. ( اِخ ) قاشان. یاقوت گوید خازنی آرد: قاسان ناحیه ای است به اصفهان و منسوب بدان قاسانی است. ( از معجم البلدان ). رجوع به تاج العروس و منتهی الارب ( ق ش ن ) شود.
قاسان. ( اِخ ) معرب کاشان و مردم، آن شهر آن راکاشان گویند. ( معجم البلدان ). رجوع به کاشان شود.
فرهنگ فارسی
ناحیه ایست دراصفهان.
معرب کاشان و مردم آن شهر آنرا کاشان گویند.
جمله سازی با قاسان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کامو و فریدون شهر بلندترین شهرهای کشور از سطح دریا به حساب میآیند که به بام ایران معروف هستند. در شرح یکی از اصلیترین علل اسمگذاری کاشان در تاریخ قم آمده است: «علت نام قاسان بهخاطر رودخانهای که بهزبان عجم کاسهرود می گویند است. و قاسان دریا بوده است و آنرا کاس رود خوانده اند و اول موضعی که از آب بیرون آمده بوده و این موضع بلندترین نقطه بوده است.»