لغت نامه دهخدا
قازبگی. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) سکه ای است معروف. ( آنندراج ). رجوع به قاز به معنی پشیز شود.
قازبگی. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) سکه ای است معروف. ( آنندراج ). رجوع به قاز به معنی پشیز شود.
سکه ایست معروف رجوع به قاز بمعنی پشیز شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما کوههای قفقاز بزرگ همچون قازبگی و دیگر کوهها، از برف ضخیم پوشیده شدهاند. در مجموع آب و هوای گرجستان تابعی است از موقعیت جغرافیایی این سرزمین، تودههای هوای اشباع شده از بخارات آب دریای سیاه از سمت غرب وارد دالان قفقاز و در گرجستان غربی باعث بارندگی متناوب میشود و با از دست دادن نسبتی رطوبت از رشته کوههای سورامی، مسختی و ارسیانی وارد گرجستان شرقی میشود.
💡 تبولوسمتا (چچنی: Тулой-лам، گرجی: ტებულოს მთა، روسی: Тебулосмта) بلندترین کوه قفقاز شرقی و بلندترین کوه جمهوری چچن با بلندای ۴۴۹۳ متر (۱۴۷۳۷ پا) از سطح دریا است. این کوه در مرز گرجستان و چچن در شرق کوه قازبگی واقع شدهاست. مساحت کل یخچالهای کوهستانی تبولوسمتا ۳ کیلومترمربع است.
💡 کشور گرجستان عمدتاً کوهستانی است. بیش از ۸۰٪ قلمرو این سرزمین را کوهستانها و تپه ماهورها پوشانده است. فعالیتهای عادی مربوط به زلزله در نواحی دارای ساختار آتشفشانی در گرجستان جنوبی آشکار شده است. بلندترین قله گرجستان، قازبگی با ارتفاع آن ۵٬۰۴۷ متر در شمال شرق قرار دارد.