قابلیت احتراق
مترادفها
اشتعالپذیری
لغت نامه دهخدا
قابلیت احتراق. [ ب ِ لی ی َت ِ اِ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِمص مرکب ) استعداد محترق شدن. درخور احتراق بودن. رجوع به قابل احتراق شود.
فرهنگ فارسی
استعداد محترق شدن در خور احتراق بودن.
جمله سازی با قابلیت احتراق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشته، زغالسنگ برای تولید گاز زغالسنگ تبخیر میشد که به آن «گاز شهری (متان)» میگفتند. گاز زغالسنگ قابلیت احتراق دارد. این گاز قبل از کشف به عنوان منابع وسیعی از گاز طبیعی به دست آمده از نفت برای گرمایش و روشنایی شهری استفاده میشد.
💡 برای جلوگیری از وقوع حوادث ناگوار در انبارها، باید همیشه قابلیت احتراق مواد شیمیایی مختلف را با دقت بسیار بالا و طبق استانداردهای ایمنی بررسی کرد.
💡 در آزمایشگاههای شیمی، تعیین دقیق قابلیت احتراق سوختها برای درک میزان خطرناک بودن آنها در محیطهای بسته و کنترلشده بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 مهندسان صنایع باید در هنگام طراحی سیستمهای تهویه، قابلیت احتراق گازهای موجود در محیط کار را به طور کامل در نظر بگیرند تا از انفجار جلوگیری شود.